ارتباط، یکی از بنیادیترین نیازهای زندگی اجتماعی انسان است؛ راهی برای آموختن، بیان خواستهها، دریافت اطلاعات، برقراری رابطه با دیگران و حضور موثر در جامعه. بنابراین، دسترسی به ارتباط موثر، تنها یک امکان فردی نیست؛ بخشی از حقوق اجتماعی هر انسان است و هرجا مانعی در مسیر ارتباط شکل بگیرد، ممکن است دامنه آن به آموزش، اشتغال، دریافت خدمات، استقلال فردی و مشارکت اجتماعی نیز کشیده شود.
برای جامعه ناشنوایان، زبان اشاره یکی از مهمترین ابزارهای برقراری این ارتباط است؛ زبانی که امکان انتقال اندیشه، احساس و خواسته را فراهم میکند و در شکلگیری هویت و تعاملات اجتماعی آنان نقشی اساسی دارد. از این رو، سخن گفتن از زبان اشاره، صرفا سخن گفتن از یک شیوه ارتباطی متفاوت نیست؛ سخن از فراهم کردن امکان دسترسی برابر به فرصتهایی است که هر شهروند باید از آن برخوردار باشد.
تفاوت در شیوه ارتباط، نباید به تفاوت در فرصتهای زندگی و مشارکت اجتماعی منجر شود. فرد ناشنوا باید بتواند همانند سایر شهروندان به آموزش دسترسی داشته باشد، مسیر اشتغال خود را انتخاب کند، خدمات عمومی و تخصصی دریافت کند، اطلاعات مورد نیاز خود را بهموقع به دست آورد و در فعالیتهای اجتماعی حضور داشته باشد. آنچه میتواند این مسیر را دشوار کند، خودِ تفاوت در شیوه ارتباط نیست؛ بلکه موانعی است که جامعه در برابر دسترسی و ارتباط مؤثر ایجاد میکند.
از این منظر، «رسمیت زبان اشاره ایرانی، گامی برای عدالت ارتباطی» شعاری فراتر از یک عنوان مناسبتی است. این رویکرد ما را به این اصل مهم توجه میدهد که دسترسی به ارتباط باید متناسب با نیازهای افراد فراهم شود و هیچ شهروندی نباید به دلیل تفاوت در شیوه ارتباط، از فرصتهای یادگیری، دریافت خدمات، انتخاب شغل، حضور اجتماعی و مشارکت در جامعه محروم بماند.
تحقق این هدف، نیازمند آن است که مناسبسازی ارتباطی در کنار سایر ابعاد مناسبسازی مورد توجه قرار گیرد. دسترسی به مترجم و رابط زبان اشاره، تولید محتوای رسانهای قابل دسترس، توجه به نیازهای ارتباطی در مراکز آموزشی، درمانی و اداری و ارتقای آگاهی عمومی نسبت به زبان اشاره و فرهنگ ناشنوایی، اقداماتی هستند که میتوانند فاصلههای ارتباطی را کاهش دهند و مسیر حضور مستقلتر و مؤثرتر افراد ناشنوا را در جامعه هموار کنند.
البته این مسیر تنها بر عهده یک دستگاه یا نهاد نیست. خانوادهها، انجمنهای ناشنوایان، مراکز غیردولتی، رسانهها، نظام آموزشی، دستگاههای اجرایی و نهادهای نظارتی، هر یک در جایگاه خود در ایجاد فرصتهای برابر نقش دارند. قانون نیز زمانی میتواند به زندگی واقعی مردم راه پیدا کند که اجرای آن با همکاری، مطالبهگری، نظارت و مسئولیتپذیری همه بخشهای جامعه همراه باشد.
بهزیستی نیز در جایگاه متولی حمایت، توانبخشی و توانمندسازی افراد دارای معلولیت، خود را متعهد میداند در کنار جامعه ناشنوایان و خانوادههای آنان، برای ارتقای کیفیت خدمات، کاهش موانع ارتباطی و فراهم شدن زمینه حضور و مشارکت موثرتر آنان تلاش کند. در استان مازندران نیز ظرفیت ارزشمند مراکز تخصصی، انجمنها و نیروهای حرفهای حوزه شنوایی، پشتوانهای مهم برای استمرار این مسیر و پاسخگویی دقیقتر به نیازهای جامعه هدف است.
هفته و روز جهانی ناشنوایان فرصت مغتنمی است تا توجه عموم مردم و مسئولین نسبت به نیازهای ناشنوایان جلب شود و احقاق حقوق آنان، شناسایی و بهبود مشکلات و موانع در زندگی روزانه، فراهم آوردن شرایط تحصیل، اشتغال و زندگی برابر با سایر افراد جامعه مورد توجه قرار گیرد. تحقق کامل این اهداف در راستای حمایت از حقوق معلولین، با ایجاد همراهی و همدلی آحاد جامعه، مراکز غیردولتی و دستگاههای اجرایی نسبت به قوانین مرتبط با افراد دارای معلولیت و حمایت نهادهای نظارتی جهت ارزیابی و نظارت صحیح بر حسن اجرای این قوانین، امکانپذیر خواهد بود.
اینجانب ضمن گرامیداشت روز جهانی ناشنوایان، از تلاشهای ارزشمند تمامی انجمنها و مراکز فعال در حوزه کمک به این عزیزان و همه کارکنان مشفق در مجموعه بهزیستی سراسر استان قدردانی نموده و امیدوارم همه ما در جهت برابرسازی فرصتها، رفع موانع و مشکلات زندگی اجتماعی این عزیزان، توانمندسازی افراد دارای اختلالات شنوایی و احیای حقوق جامعه هدف، گامهای مؤثر و ماندگاری برداریم.
به قلم رقیه رحمانی، مدیرکل بهزیستی استان مازندران
کد مطلب 207612












نظر شما